![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بیخبر بمیرد در درد خود پرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید نا خوانده نقش مقصود از کارگاه هستی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:8 توسط سینا |
|
|
گوته میگه: فاصله گرفتن از آدمهایی که دوستشون داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها وجود ندارد. این حرف مطمئنا برای خیلی ها که روزی دلداده کسی شدن اتفاق افتاده. این که میخواستن فراموش کنن ولی نتونستند. مگه میشه بتونیم کسی رو که بدون اختیار ما وارد خونه دلمون شده با زور بیرونش کنیم؟ محاله. گفتیم که عشق را به صبوری دوا کنیم هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 15:4 توسط سینا |
|
|
غزلی بسیار زیبا از حسین منزوی تقدیم به او که عشقش همیشه قشنگترین بهانه زندگی کردن منه! زآن چشم سیه گوشه چشمی دگرم کن بی خود تر ازینم کن و از خود به درم کن یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم یک جرعه دیگر بچشان مست ترم کن شوق سفرم هست در اقصای وجودت لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن دارم سر پرواز در آفاق تو ای یار یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن عاری زهنر نیستم اما تو عبوری از صافی عشقم ده و عین هنرم کن صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست باران من خاک شو و بارورم کن
افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه تا لذت آغوش بدانی خبرم کن شرح من و او را ببر از خاطر و در بر بفشارم و در واژه تو مختصرم کن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 2:26 توسط سینا |
|
|
سلام. سلامی چو بوی خوش آشنایی. چند تا جریان خیلی عجیب و البته خیلی جالب در این جهان بیکران جریان داره که آدم رو مات و مبهوت خودش میکنه. یکی از این جریانها که فکر میکنم برای همه کسانی که به شعر علاقه دارند اتفاق افتاده اینه که یه حرفی تو دلشون هست بعد چشمشون به یه شعر میوفته و با کمال تعجب میبینند که اون شاعر به زیبایی هرچه تمام تر اون حرفو در شعرش آورده. یا اگه براتون پیش اومده باشه شعری از خودتون بگید یا آهنگ یا آوازی رو زمزمه کنید بعد ببینید که یه شاعر یا خواننده یا آهنگساز همون شعر و آهنگ و آواز رو گفتن و ساختن و خوندن. خیلی جالبه. البته فکر میکنم تمام این ها اگه وهم و گمان نباشه که فکر نمیکنم باشه، بر میگرده به یک چیز: عشق. بله این عشقه که بدون اینکه ما بفهمیم خویشاوندان و دوستان و همدردان زیادی برای ما پیدا میکنه. ایشالا عاشق باشیم و عاشق خوبی باشیم. اما چرا این چیزا رو گفتم آخه امشب یه شعر زیبا از هوشنگ ابتهاج که عمرش درازباد به چشمم خورد. خیلی به حال و هوام میخوره و تک تک ابیاتش حرفهای دلم هستن. امیدوارم لذت ببرید:
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هوا گرفته عشق از پی هوس نرود به بوی زلف تو دم میزنم دراین شب تار وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم که یاد باغ بهشتش در این قفس نرود نثار آه سحر می کنم سرشک نیاز که دامن توام ای گل ز دسترس نرود دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق کز این چراغ تو دودی به چشم کس نرود فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است که کار دلبری گل ز خار و خس نرود دلی که نغمه ناقوس معبد تو شنید چو کودکان زپی بانگ هر جرس نرود بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر که هرکه پیش تو ره یافت باز پس نرود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 3:50 توسط سینا |
|
|
سلام. از بعد از ظهر مدام داره بارون میاد و من که عاشق بارونم داره دیوونه میشم. ای خدا شکرت. متشکرم که اینقدر حالمو خوب کردی. یاد شعر زیبایی از حمید مصدق افتادم. فوق العاده است. تقدیم به او که یک سلامش مرهمی روی همه ی دردهای دل منه. واقعا بارون زیباست واي ، باران
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 4:35 توسط سینا |
|
|
درود. امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه. سیزده بدر خوبی هم پشت سر گذاشته باشید. راستی میدونستید حکمت سیزده بدر چیه؟ خیلی خلاصه بگم.
داستانش بر میگرده به داستان حضرت سلیمان. در داستان اومده که: دیوی که نگین انگشتر حضرت سلیمان رو دزدیده بود و به جاش حکومت میکرد روزی تصمیم گرفت که نگین انگشتر رو در دریا بندازه تا برای همیشه خیالش راحت باشه که دست کسی بهش نمیرسه. اما به خواست خدا حضرت سلیمان که دور از دیار خودش ماهیگیر شده بود اون نگین رو از دل یک ماهی پیدا میکنه و به سمت شهر خودش برمیگرده و با اون نگینه که مردم میفهمن که سلیمان واقعی کیه و چون از دست ظلم دیو خسته شده بودن با حضرت سلیمان همراه میشن و دیو رو از شهر بیرون میکنن و همونجا بیرون شهر جشن میگیرن. حالا میگن که این بیرون کردن دیو از شهر در روز سیزده نوروز بوده. بنابراین هر ساله مردم به یاد اون ماجرا این روز را جشن میگیرن و از شهر بیرون میرن تا دیوها رو از شهر بیرون کنند. دیوهایی مثل دیو دروغ دیو نفس دیو فریب و ... . امیدوارم ماهم تونسته باشیم که مفهوم سیزده بدر رو بفهمیم و همه دیوها رو از شهر دلمون بیرون بندازیم. واقعا باید به ایرانی بودن خودمون با این سنت های قشنگش افتخار کنیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 20:11 توسط سینا |
|
|
دیشب با حافظ تفال زدم. چه شعری اومد. واقعا امیدوار کننده است. امیدوارم وعده حافظ مثل همیشه راست باشه
دیگر زشاخ سرو سهی بلبل صبور گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور از دست غیبت تو شکایتی نمی کنم تا نیست غیبتی نبود لذت حضور گر دیگران به عیش و طرب خرمند وشاد مارا غم نگار بود مایه سرور زاهد اگر به حور و قصورست امیدوار ما را شرابخانه قصورست و یار حور می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور حافظ شکایت از غم هجران چه میکنی در هجر وصل باشد و در ظلمتست نور
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 20:7 توسط سینا |
|
|
سلام. خدا رو هزار مرتبه شکر. امروز بعد از مدتها باران آمد. یه باران بهاری زیبا که به جهان آبرویی دوباره بخشید. کاشکی همیشه بارون بباره.
باران باران دوباره باران باران باران باران ستاره باران باران ای کاش تمام شعرها حرف تو بود باران! باران! بهار! باران! باران ***** و این شعر هم برای یار نازنینم که در سفر است: وای باران باران شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:1 توسط سینا |
|
|
درود. از امروز به یاری حضرت حق آغاز میکنیم. دفتری را با نامش و با یادش گشوده ایم. امید آن داریم که جز سخن او نگوییم و جز جمال او نجوییم و جز به راه او نپوییم. هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 19:6 توسط سینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آنچه قطره ناچیز را به دریا میکشاند
آنچه ذره نور را به خورشید می کشاند آنچه نوزادی را به آغوش مادر می کشاند آنچه پلنگ را در دل شب به بالای کوه میکشاند و آنچه هر کس را به سوی کس دیگر میکشاند هم اوست که مرا به سوی تو میکشاند.... به سوی تو می آیم .... |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 |
| پیوندها |
|
سایه عمر دل خیس (ترانه) تحریر (مرجع موسیقی) وبلاگ همایون شجریان |
|
RSS
|